ساکم پر از باروته و سرشاره قلبم از غضب سر شاره قلبم از غضب سر بزن از حادثه و کبریت بکش رو پوست شب کبریت بکش رو پوست شب با دختر فراری از غربت خونه پدر ناله وا پژمرده شهوت و شلاق و تشر با زن بچه گشنه که پس می زنه شیونشو رد میشه از رویا و شک کرایه میده تنشو جرقه رو جرقه و شعله رو شعله آتیشه شعله رو شعله آتیشه کارناوال و خبر کنین آتیش بازی شروع میشه آتیش بازی شروع میشه وقتی خیابون از سقوط عشق و آزادی پره وقتی زره پوش داره رو قیام غل سر می خوره وقتی که ارتش لباس شخصی و جاسوس داره باز رو شط خون جوون جوون نهنگ کشته می شمره وقتی که این قاری تعزیه و دار و دلهره کفن واسه آینده انسان و رویا می بره یخ قرق می شکنیم و آتیش بازی راه میندازیم آتیش بازی راه میندازیم شعله به شب می زنیم و آتیش بازی راه میندازیم آتیش بازی راه میندازیم جرقه رو جرقه و شعله رو شعله آتیشه شعله رو شعله آتیشه کارناوال و خبر کنین آتیش بازی شروع میشه آتیش بازی شروع میشه از مطرب گوشه نشین تا دوره گرد فالگیر از کولی شعبده باز تا پرده خون مرگ و میر از تو کتاب فروشیا بوفه ورزشگاه ها از سلول زندونا و تالار دانشگاهها با پرچم و مشعل و گل از یه ترانه مثل این آخر کابوس می رسه گل می کنه رویا ببین جرقه رو جرقه و شعله رو شعله آتیشه کارناوالو خبر کنین آتیش بازی شروع میشه