خب، حالا گوشاتونو واز کنین
هرکسی مریض داره
هرکسی قرض داره
هرکسی یه گرهی تو کارشه
هرکسی دلش میخواد قبر جدم رو زیارت بکنه
یه دقه ساکت و آروم بشینه
دل بده، گوش کنه
ای بابا، دل کجا بود؟
ما دیگه دل نداریم که به سرکار بدیم
از همون روزی که خاله سوسکه
با مینی ژوپ خودش پا تو این شهر گذاشت
دیگه یک دل توی این دیار پیدا نمیشه
این که اینجا میبینی شیرینه
داره توی چشمه بازی میکنه
آخ چه نازی میکنه
آب تنی کردن شیرین چقدر شیرینه
اون که اونور میبینی فرهاده
که دلش خونینه
عشق فرهاد به شیرین آقا خیلی نقل داره
خب آ مرشد، حالا تعریف بکن
اون کیه اونجا نشسته روی اسب
مث آرتیستای فیلم
داره از بالای کوه
قاچاقی دختره رو دید میزنه
اون که اونجا یه وری یله داده روی اسب
داره شیرینو تماشا میکنه؟
آره مرشد خودشه، همون جوون رعنا
که داره خیار چنبر میخوره
بچه مرشد چی میگی؟ خیار چنبر کجا بود؟
پس آ مرشد تو بگو
اون چیه یارو داره گاز میزنه؟
اسم اون چیزی که این شخص گذاشته رو لبش
چپقه؟
نی لبکه؟
نه جون من، انگشته
بابا ول کن مرشد
مگه انگشت آدم خوراکیه
که یارو عین بلال داره گازش میزنه؟
ای بابا، بچه مرشد ندیدم انقده کودن باشه
اون که اون جوون زیبا به لبش برده آقا انگشته
د آمرشد، مگه دیوونه شده؟
آخه انگشت مال کار دیگه ست
نه برای خوردن
آقا جون برات حکایت بکنم
این جوون رعنا،
با چنین خال سیاه،
با چنین ابروی پیوسته و بازوی کلفت
داره انگشت به دندون میگزه
بچه مرشد تو بگو
اون چه انگشتیه که کدم به دندون میگزه؟
خب جناب مرشد
این دیگه معلومه
اون انگشت حیرته
شیر مادرت حلالت باشه
این که این شخص به دندون میگزه
انگشت حیرته
بچه مرشد، بگو حیرت از چی؟
حیرت از چی مرشد؟
حیرت از خوشگلی این دختر
که به این شیرینی ست
حرکاتش شیرین
سکناتش شیرین
لب لعلش شیرین
سخنانش شیرین
اسم اوین جوون رعنا خسرو
اسم اون دختر زیبا شیرین
آخ چقدر شیرینه
عین یک دسته گل نسرینه
چطوره منم برم لخت بشم
به هوای آب تنی برم جلو
با ندیمه ش سر حرفو وا کنم
بعد بپرسم خانومش میل داره صیغه بشه؟
آخ خدایا برسان
اگه شد بساطمان رنگینه
چی میگی احمق جان؟
مگه از جان خودت سیر شدی؟
مبادا بری جلو
خسرو از بالای کوه میبینه
نه بابا؟
جان شما
خیلی هم غیرتیه
از سیبیلش پیداست
مشتشم سنگینه
نیگا کن بازو چیه، پولاده
نیگا کن چشم چیه، شاهینه
تموشا کن توی مشتش چی چیه
خنجر زرینه
ترک اسبش چی چیه؟
شمشیره، زوبینه
بعد خدمت میرسم
کجا میری؟
کابینه
اون که اونور میبینی فرهاده
اون که از فرق سرش تا نوک پاش خونینه؟
فهمیدم خیلی حواست جمعه
آره جونم، خودشه
اون یارو فرهاده
عاشق شیرینه
خب، بفرما مرشد
کی با اون تیشه به مغزش کوبیده؟
دست خودش
چی میگی جناب مرشد؟
آخه دست با رفیق آدم فرق داره
رفقا معمولاً خنجر از پشت به آدم میزنن
دست آدم که دیگه دشمن آدم نمیشه
ای بابا، دل و چشم و دست ما دشمن مان
اگه نه خنجر دوست
که تو تاریکی به پشتت میشینه
سنتی دیرینه
هرکسی مریض داره
هرکسی قرض داره
هرکسی یه گرهی تو کارشه
هرکسی دلش میخواد قبر جدم رو زیارت بکنه
یه دقه ساکت و آروم بشینه
دل بده، گوش کنه
ای بابا، دل کجا بود؟
ما دیگه دل نداریم که به سرکار بدیم
از همون روزی که خاله سوسکه
با مینی ژوپ خودش پا تو این شهر گذاشت
دیگه یک دل توی این دیار پیدا نمیشه
این که اینجا میبینی شیرینه
داره توی چشمه بازی میکنه
آخ چه نازی میکنه
آب تنی کردن شیرین چقدر شیرینه
اون که اونور میبینی فرهاده
که دلش خونینه
عشق فرهاد به شیرین آقا خیلی نقل داره
خب آ مرشد، حالا تعریف بکن
اون کیه اونجا نشسته روی اسب
مث آرتیستای فیلم
داره از بالای کوه
قاچاقی دختره رو دید میزنه
اون که اونجا یه وری یله داده روی اسب
داره شیرینو تماشا میکنه؟
آره مرشد خودشه، همون جوون رعنا
که داره خیار چنبر میخوره
بچه مرشد چی میگی؟ خیار چنبر کجا بود؟
پس آ مرشد تو بگو
اون چیه یارو داره گاز میزنه؟
اسم اون چیزی که این شخص گذاشته رو لبش
چپقه؟
نی لبکه؟
نه جون من، انگشته
بابا ول کن مرشد
مگه انگشت آدم خوراکیه
که یارو عین بلال داره گازش میزنه؟
ای بابا، بچه مرشد ندیدم انقده کودن باشه
اون که اون جوون زیبا به لبش برده آقا انگشته
د آمرشد، مگه دیوونه شده؟
آخه انگشت مال کار دیگه ست
نه برای خوردن
آقا جون برات حکایت بکنم
این جوون رعنا،
با چنین خال سیاه،
با چنین ابروی پیوسته و بازوی کلفت
داره انگشت به دندون میگزه
بچه مرشد تو بگو
اون چه انگشتیه که کدم به دندون میگزه؟
خب جناب مرشد
این دیگه معلومه
اون انگشت حیرته
شیر مادرت حلالت باشه
این که این شخص به دندون میگزه
انگشت حیرته
بچه مرشد، بگو حیرت از چی؟
حیرت از چی مرشد؟
حیرت از خوشگلی این دختر
که به این شیرینی ست
حرکاتش شیرین
سکناتش شیرین
لب لعلش شیرین
سخنانش شیرین
اسم اوین جوون رعنا خسرو
اسم اون دختر زیبا شیرین
آخ چقدر شیرینه
عین یک دسته گل نسرینه
چطوره منم برم لخت بشم
به هوای آب تنی برم جلو
با ندیمه ش سر حرفو وا کنم
بعد بپرسم خانومش میل داره صیغه بشه؟
آخ خدایا برسان
اگه شد بساطمان رنگینه
چی میگی احمق جان؟
مگه از جان خودت سیر شدی؟
مبادا بری جلو
خسرو از بالای کوه میبینه
نه بابا؟
جان شما
خیلی هم غیرتیه
از سیبیلش پیداست
مشتشم سنگینه
نیگا کن بازو چیه، پولاده
نیگا کن چشم چیه، شاهینه
تموشا کن توی مشتش چی چیه
خنجر زرینه
ترک اسبش چی چیه؟
شمشیره، زوبینه
بعد خدمت میرسم
کجا میری؟
کابینه
اون که اونور میبینی فرهاده
اون که از فرق سرش تا نوک پاش خونینه؟
فهمیدم خیلی حواست جمعه
آره جونم، خودشه
اون یارو فرهاده
عاشق شیرینه
خب، بفرما مرشد
کی با اون تیشه به مغزش کوبیده؟
دست خودش
چی میگی جناب مرشد؟
آخه دست با رفیق آدم فرق داره
رفقا معمولاً خنجر از پشت به آدم میزنن
دست آدم که دیگه دشمن آدم نمیشه
ای بابا، دل و چشم و دست ما دشمن مان
اگه نه خنجر دوست
که تو تاریکی به پشتت میشینه
سنتی دیرینه
Sanatçının diğer albümleri
Babaee
2005 · albüm
Benzer Sanatçılar
Jahan
Sanatçı
Hassan Shamaizadeh
Sanatçı
Anoushirvan Rohani
Sanatçı
Elaheh
Sanatçı
Amir Aram
Sanatçı
Golpa
Sanatçı
Bijan Bijani
Sanatçı
Faramarz Assef
Sanatçı
Banan
Sanatçı
Fereydoon Farrokhzad
Sanatçı
Rastak
Sanatçı
Farzin
Sanatçı
Susan Roshan
Sanatçı
Dariush Rafiee
Sanatçı
Houshmand Aghili
Sanatçı
Mahsa Vahdat
Sanatçı
Marzieh
Sanatçı
Pouran
Sanatçı
Kouros Sarhangzadeh
Sanatçı