حاجی یه دختر لیسانسه تو کشور فرانسه معلم کلاسه خوشگل و خوش لباسه کاندیدای سپاسه این دختر لیسانسه که مثل یاس یاسه با این که با کلاسه یه کمی کم حواسه اخه عاشق رقص والسه آرزوشم وگاسه میگه شانسم تو لاس وگاسه این والسه و این والسه شانسم تو لاس وگاسه این والسه و این والسه شانسم تو لاس وگاسه آخه خیر نبینی حمومی این رسم رقصه والسه؟ این رسم رقصه والسه؟ آخه کی گفته که شانس آدم فقط تو لاس وگاسه؟ حمومی آی حمومی لنگو قدیفم رو بردن حاجی نگی که نگفتن مردم حاجی شاه ، حاجی ماه حاجی بشقاب پرنده حاجی آقای بنده وای حاجی این لنگ و قدیفه که ارث پدر جد و جدیره پدر این پسر ماست هفتادو دو ملت براش میمیرن قش میکنندو سر هر تیکشم مشکلو دعواس اخه رخت تن ماس واسه سوزه و سرماست حمومی خیر نبینی از ماست که بر ماست حمومی آی حمومی حمومی آی حمومی خیر نبینی حمومی دیدی چی سر ما افتاد؟ بد بودو بدتر افتاد نگو نگو بیچاره شدیم دار و ندار و بردن حمومی آی حمومی لنگو قدیفم رو بردن این والسه؟ لیسانسه آخه کی گفت بری فرانسه؟ پنچرم پنچرم پنچرم از دست این نا کس حمومی دقلباز لیف و کیسه واجب است اما حموم که جای سرکیسه شدن نیست فشاره فشاره فشاره فسفر مغزم زده رو چارصدو پنجاه میخوام از فرمولای شمس العماره بنویسم ولیکن قلم و دبات نیست حاجی سر جدت قسم تورو به جمالت قسم یه کاری ندی به دستم تا که بشینیم نقش دیواری بیست سال از این قصه گذشت بسه جدایی حمومی آی حمومی حمومی آی حمومی خیر نبینی حمومی دیدی چی سر ما افتاد بد بود و بدتر افتاد نگو نگو بیچاره شدیم دار و ندارو بردن حمومی آی حمومی لنگو قدیفم رو بردند لنگو قدیفه جهنم قلمو دباتو بردند حمومی آی حمومی لنگو قدیفم رو بردند لنگو قدیفه جهنم کپی نوارو بردند حمومی آی حمومی لنگو قدیفم رو بردند لنگو قدیفه جهنم بابا اونیکی چیزا رو بردن حمومی آی حمومی لنگو قدیفم رو بردند لنگو قدیفه جهنم سیبیل بابا رو بردن حمومی آی حمومی لنگو قدیفم رو بردند از این چیزا که بردن کدوماشو پس آوردن؟